سيد جعفر سجادى

1719

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

( دانشنامه ص 127 ) . در دستور است كه مخيلات عبارت از قضايائى هستند كه در نفس اثر شگفت‌آورى گذاشته و موجب قبض و بسط شوند و قياسى كه مركب از متخيلات است شمر نامند . ( دستور ج 3 ص 231 ) و رجوع شود به مجموعهء دوم مصنفات ص 42 ) . مُخَصِّصاتِ انواع - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از مخصصات انواع همان صور نوعيه است ( اين اصطلاح به اين معنى در عبارات صدر الدين ديده شده است ) ( از اسفار ج 2 ص 150 ) . مُداخَلَه - ( اصطلاح فلسفى ) دو امرى كه اجزاء آن دو در يكديگر داخل گردد بتمامه بطورى كه هر دو شاغل يك مكان شوند متداخل گويند و در زير عنوان كلمهء تداخل بيان شد كه اين امر محال است . ( از شفا ج 1 ص 83 ) . مَدارات - ( اصطلاح هيوى ) مدارات روزها عبارت‌اند از دايرهءهائى كه موازى معدل النهارند به طرف شمال و جنوب و بر نقطه‌هاى فلك البروج گذرند . رجوع به مدارات يوميه شود . مَداراتِ عَرْضى - ( اصطلاح هيوى ) و دوائرى را گويند كه موازى با دائرة البروج بود و دوائرى بود كوچك كه جزء فلك هشتم يا ثوابت‌اند مَدارِ ماه - ( اصطلاح هيوى ) مدار ماه در سطح منطقة البروج نبود و مقاطع با آن بود بر دو نقطهء مقابل و چون اين منطقه مقاطع منطقهء جو زهر بود يعنى جوزهرى كه داخل در سطح منطقة البروج است پس مقاطع منطقة - البروج نيز مىباشد . مَداراتِ يَوميَّه - ( اصطلاح هيوى ) دوائرى را گويند موازى با دايرهء معدل النهار رجوع به معدل النهار شود . مَدارِج كمال - ( اصطلاح عرفانى ) مراد مراحل كمال و استكمال است . ( از مصنفات ج 1 رسالهء 1 ص 49 ) . رجوع باستكمال شود . مُدَبِّر - ( اصطلاح فلسفى ) مدبر اسم فاعل از تدبير است ( كشاف ص 465 ) اين كلمه در فلسفه اشراق به كار برده شده است و بطور مطلق مراد نفوس فلكيه و انسيه است ( از ش ص 368 ) مَدارِكِ احْكام - ( اصطلاح فقهى ) مدارك احكام فقهى در اسلام نزد شيعه چهارند كتاب ، سنت اجماع و عقل . ( از قواعد 25 ص 29 ) مُدام - ( اصطلاح عرفانى ) شراب و مى وحدت است كه عارف كامل همواره از آن سرمست است . حافظ گويد : زاهدى را كه نبودى چون صوامع جايى * بين كه در كنج خرابات مقام است امروز صوفيان سرخوش و پيمانهء مى در گردش * چشم به دو دوز كه خوش شرب مدام است امروز مولوى گويد : امروز سماع است و مدامست و سقايى * گردان شده بر جمع قدحهاى عطايى فرمان سقى الله رسيدست بنوشيد